عبدالله مستوفى

423

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نمآييد ؟ » ميگفتند : « ما از اين لباس تركمنى ( يعنى جبه ) بدمان ميآيد . » باوجود اين ، در شبهاى مهمانى عيد ولادت شاه يا گاهى كه بوئى از عيدى دادن شاه جوان بمشامشان ميرسيد ، اين لباس تركمنى منفور را به عاريه از اين و آن گرفته و با كمال ميل پوشيده حاضر ميشدند . ميدانيم آقاى قوام السلطنه در كابينهء علاء السلطنه وزير ماليه شد . چون هيچ كارى در ماليه نداشت و بيكار هم نميتوانست بنشيند بفكر اين افتاد كه ترتيبى در سلام و لباس رسمى برقرار كند . با آقاى خليل فهيمى معاون وزارتخانه نقشه‌اى براى لباس سلام ايرانيها و فرنگىها ريخت و حتى شال و كلاه و جوراب قرمز و كفش دستك‌دار سابق را هم زنده كرد . درجات اعضاء را روى رنگ شال جبه تعيين نمود . وزير ماليه با جبهء ترمهء سفيد و خزانه‌دار و معاون وزارتخانه با جبهء ترمه زمردى كه هر سه شمسهء مرصعى هم داشتند و رؤساى درجه اول كه در حقيقت با رتبهء مدير كلى امروز برابر بودند ، با جبهء ترمهء پرتقالى و يك رتبه پائين‌تر از آنها با جبهء ترمهء لاكى بودند و جبه‌هاى اين دو دسته بىشمسه بود . منتهى با اين تفاوت كه ايرانيها از وزير و معاون و رؤساى اول و دوم ، همگى شال و كلاه و جوراب قرمز و كفش دستك‌دار هم بايد داشته باشند ، ولى اروپائيها با جبهء ترمهء رنگ رتبهء خود و كلاه ايرانى بودند و كفش و جوراب آنها هم معمولى بود . قبل از عيد نوروز ، نظامنامهء اين لباس نوشته شده براى اينكه آقايان بلژيكيها التفات كرده بسلام حاضر شوند ، بوساطت آقاى فهيم الملك كه مرنار هم براى مخارج آن چك‌وچانه‌اى نزند ، جبه‌هاى ترمه‌اى هم بخرج دولت براى آنها تهيه شد . بعضى از گدامنشهاى ايرانى هم كه جبه نداشتند ، از اين پيش‌آمد استفاده كرده جبهء مفتى دوختند . روز عيد نوروز با اين هيئت و با اين لباس رسمى همگى بسلام رفتيم ، عكس هم انداختيم كه وزير ماليه و خزانه‌دار و معاون و چند نفر از قديميهاى بلژيكيها بر صندلى نشسته و باقى ايستاده‌اند . در اعياد مذهبى فقط رؤساى ايرانى با جبه‌هاى زمردى و لاكى و پرتقالى و شال كلاه حاضر ميشدند . در اين گونه موارد كه پاى امتياز بميان مىآيد ، هميشه اشخاصى هستند كه بسماجت چغندر جزو مركبات كرده ، خود را يك مرتبه بالاتر ميكشند . يا آنها كه نبايد در روال سلام آمدن باشند ، نيز شكر پنير داخل مويز ميكنند . در اين موارد هم سنت سنيهء شيعه هاى على ولى اللّه قدرى از اين بىترتيبىها پيش آورد كه اسم مرتكبين را باحترام پير مردها و مرده‌ها نميآورم . بايد انصاف داد كه اين كار آقاى قوام السلطنه كه مثل رژيمان‌سازى معاونت وزارت جنگش كار اساسى نبود ، سبب شد كه همرتبه بودن ايرانيهاى درجهء اول و دوم خزانه با بلژيكيها ، لا محاله در سلام محرز شود كه : « آقايان خيلى خودشان را از خانم و بومىها را از كنيز ندانند . » در شبهاى مهمانى جشن ولادت شاه هم ، همگى اعم از ايرانى و فرنگى ، با جبه‌اى كه رنگ آن رتبهء آنها را تعيين ميكرد ، منتهى بىشال كلاه و يا كلاه عادى